فرد کنار شریک عاطفی‌اش نشسته است.

همه‌چیز در ظاهر عادی است.

اما ناگهان سؤال وارد ذهنش می‌شود:

«الان واقعاً دوستش دارم؟»

چند لحظه احساس خودش را بررسی می‌کند.

هیجان شدیدی پیدا نمی‌کند.

و بلافاصله فکر بعدی می‌آید:

«اگر واقعاً عاشقش بودم، نباید الان حس بیشتری می‌داشتم؟»

بعد شریکش را با افراد دیگر مقایسه می‌کند.

گفت‌وگوهای قبلی را مرور می‌کند.

در اینترنت دنبال «نشانه‌های عشق واقعی» می‌گردد.

از دوستش می‌پرسد:

«به نظرت ما واقعاً برای هم مناسبیم؟»

برای چند ساعت آرام می‌شود.

اما فردا سؤال دوباره برمی‌گردد:

«اگر دارم خودم را گول می‌زنم چه؟»

این الگو می‌تواند در چیزی که به‌طور رایج وسواس رابطه یا Relationship OCD (ROCD) نامیده می‌شود دیده شود.

وسواس رابطه یا ROCD چیست؟

ROCD یک تشخیص مستقل و جداگانه در DSM-5-TR نیست.

این اصطلاح برای توصیف علائم وسواسی-جبری‌ای به کار می‌رود که موضوع اصلی آنها رابطه عاطفی یا ویژگی‌های شریک عاطفی است. [1] [2] [3]

فرد ممکن است ساعت‌ها با سؤال‌هایی مانند این درگیر باشد:

  • «آیا واقعاً عاشق او هستم؟»
  • «آیا او واقعاً فرد مناسبی برای من است؟»
  • «اگر شخص مناسب‌تری بیرون باشد چه؟»
  • «چرا امروز به اندازه دیروز هیجان ندارم؟»
  • «آیا او به اندازه کافی جذاب است؟»
  • «اگر بعداً بفهمم انتخاب اشتباهی کرده‌ام چه؟»

خودِ داشتن چنین سؤال‌هایی غیرطبیعی نیست.

تردید در روابط بخشی از تجربه انسانی است.

مسئله زمانی به چرخه وسواسی نزدیک می‌شود که فرد نتواند سؤال را رها کند و برای رسیدن به اطمینان، وارد بررسی‌ها و اعمال تکراری شود.

دو شکل اصلی ROCD

پژوهش‌های Doron و همکاران دو شکل اصلی از علائم رابطه‌محور را توصیف کرده‌اند. [1] [2] [3]

۱. وسواس متمرکز بر خود رابطه

در این حالت، سؤال اصلی درباره «درست بودن رابطه» یا احساسات دو طرف است:

«آیا من واقعاً او را دوست دارم؟»

یا:

«آیا او واقعاً من را دوست دارد؟»

یا:

«آیا این رابطه همان رابطه‌ای است که باید در آن باشم؟»

فرد ممکن است تقریباً هر تغییر طبیعی در احساسش را به عنوان مدرکی درباره آینده رابطه بررسی کند.

۲. وسواس متمرکز بر ویژگی‌های شریک عاطفی

در این حالت، توجه روی یک یا چند ویژگی شریک عاطفی قفل می‌شود.

مثلاً:

  • ظاهر؛
  • هوش؛
  • شایستگی؛
  • مهارت اجتماعی؛
  • اخلاق؛
  • ثبات هیجانی.

فرد ممکن است بداند هیچ انسانی بی‌نقص نیست، اما ذهنش مرتب می‌پرسد:

«اما اگر این نقص نشان دهد من فرد اشتباهی را انتخاب کرده‌ام چه؟»

پژوهش مربوط به علائم شریک‌محور این حوزه‌ها را به‌طور مشخص بررسی کرده است. [2]

تردید طبیعی در رابطه با ROCD چه تفاوتی دارد؟

هر شک درباره رابطه، وسواس نیست.

افراد در روابط سالم هم درباره آینده، سازگاری، تعهد یا احساسات خود سؤال دارند.

تفاوت اصلی را بهتر است در نحوه پاسخ فرد به تردید ببینیم.

ویژگیتردید معمول در رابطهROCD
ماهیت سؤالمعمولاً به مسائل واقعی رابطه متصل استمی‌تواند بارها بدون رسیدن به پاسخ پایدار تکرار شود
نیاز به قطعیتفرد می‌تواند با مقداری ابهام تصمیم بگیرداحساس می‌کند قبل از ادامه باید کاملاً مطمئن شود
بررسی احساساحساسات یکی از چند منبع اطلاعات هستنداحساس لحظه‌به‌لحظه مرتب آزمایش و اندازه‌گیری می‌شود
مقایسهگاه‌به‌گاه اتفاق می‌افتدممکن است به اجبار تکراری تبدیل شود
اطمینان‌خواهیگفت‌وگو می‌تواند به تصمیم کمک کندپاسخ برای مدت کوتاهی آرام می‌کند و سؤال دوباره برمی‌گردد
اثر بر زندگیمعمولاً محدود استممکن است ساعت‌ها ذهن را اشغال و رابطه را فرسوده کند

یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها: چک کردن احساس عشق

در ROCD، احساس به چیزی تبدیل می‌شود که باید مرتب اندازه‌گیری شود.

فرد شریکش را می‌بیند و فوراً می‌پرسد:

«الان چه حسی دارم؟»

او را در آغوش می‌گیرد:

«آیا به اندازه کافی هیجان‌زده شدم؟»

بعد از چند سال رابطه:

«چرا حس من مثل ماه‌های اول نیست؟»

یا هنگام یک روز خسته‌کننده:

«چرا امروز دلم برایش تنگ نشده؟»

مشکل این است که وقتی فرد مرتب احساس را زیر میکروسکوپ می‌گذارد، تجربه طبیعی رابطه تبدیل به آزمون می‌شود.

دیگر فقط کنار شریکش نیست؛ هم‌زمان دارد خودش را مشاهده می‌کند.

اگر یک روز احساس عشق کمتری داشته باشم یعنی رابطه اشتباه است؟

نه.

احساسات انسان ثابت نیستند.

خستگی، فشار کاری، تعارض، خواب، بیماری، خلق و بسیاری عوامل دیگر می‌توانند شدت احساس صمیمیت یا هیجان را تغییر دهند.

در ROCD، همین نوسان طبیعی می‌تواند به یک مدرک تهدیدکننده تبدیل شود:

«اگر احساسم تغییر کرده، پس عشق واقعی نبوده است.»

و بعد تلاش برای بررسی بیشتر آغاز شود.

هرچه احساس بیشتر آزمایش شود، طبیعی بودن تجربه عاطفی دشوارتر می‌شود.

مقایسه وسواسی شریک عاطفی

یکی دیگر از اجبارهای رایج، مقایسه است.

فرد در مهمانی فرد دیگری را می‌بیند و فوراً شروع می‌کند:

«او از شریک من جذاب‌تر است؟»

بعد:

«اگر او را جذاب‌تر دیدم یعنی شریکم را دوست ندارم؟»

بعد شریکش را دوباره بررسی می‌کند.

شب ممکن است تصاویر افراد مختلف را در شبکه‌های اجتماعی نگاه کند تا بفهمد:

«استاندارد واقعی جذابیت چیست؟»

اما هر مقایسه می‌تواند مقایسه تازه‌ای تولید کند.

وقتی یک نقص کوچک تمام تصویر رابطه را می‌گیرد

در علائم شریک‌محور، یک ویژگی واقعی یا فرضی ممکن است به مرکز توجه تبدیل شود.

مثلاً:

«بینی او کمی بزرگ است.»

این مشاهده به‌تنهایی عجیب نیست.

اما بعد ممکن است سؤال ایجاد شود:

«اگر همیشه این موضوع اذیتم کند چه؟»

بعد:

«اگر کسی زیباتر را ببینم چه؟»

بعد:

«اگر این یعنی من واقعاً جذبش نمی‌شوم چه؟»

و ویژگی‌ای که قبلاً بخش کوچکی از تصویر بود، می‌تواند تمام توجه فرد را اشغال کند.

آیا تمرکز روی نقص شریک یعنی مشکل واقعی وجود ندارد؟

خیر.

ROCD به این معنا نیست که هر نگرانی درباره شریک عاطفی بی‌اساس است.

هر انسانی نقاط قوت و ضعف واقعی دارد و هر رابطه‌ای نیز می‌تواند مشکلات واقعی داشته باشد.

موضوع بالینی این است که آیا فرد می‌تواند اطلاعات واقعی را ارزیابی کند یا در چرخه‌ای از:

شک → بررسی → مقایسه → آرامش کوتاه → شک تازه

گرفتار شده است.

وجود ROCD همچنین به معنای این نیست که فرد باید در هر رابطه‌ای بماند.

موضوعاتی مانند خشونت، سوءاستفاده، نقض مرزها، خیانت، اختلاف اساسی ارزش‌ها یا ناسازگاری واقعی باید مستقل از OCD بررسی شوند.

اطمینان‌خواهی در ROCD چگونه دیده می‌شود؟

فرد ممکن است مرتب از دوستان یا اعضای خانواده بپرسد:

«به نظرت ما برای هم مناسبیم؟»

یا:

«فکر می‌کنی من واقعاً دوستش دارم؟»

یا:

«تو هم فکر می‌کنی ظاهرش خوبه؟»

یا حتی از درمانگر بخواهد:

«فقط به من بگو این رابطه درست است یا نه.»

پاسخ ممکن است مدتی آرامش ایجاد کند.

اما بعد:

«اگر دوستم فقط نمی‌خواهد ناراحتم کند چه؟»

و سؤال دوباره شروع می‌شود.

جست‌وجوی اینترنتی؛ وقتی تحقیق تبدیل به اجبار می‌شود

فرد ممکن است ساعت‌ها عبارت‌هایی مانند اینها را جست‌وجو کند:

  • نشانه‌های عشق واقعی؛
  • از کجا بفهمم فرد مناسبی را انتخاب کرده‌ام؛
  • آیا طبیعی است گاهی جذب شریکم نشوم؛
  • نشانه‌های رابطه اشتباه؛
  • از کجا بفهمم باید جدا شوم.

خواندن مطلب درباره رابطه به‌خودی‌خود اجبار نیست.

اما اگر فرد یک پاسخ را می‌خواند، کمی آرام می‌شود و چند ساعت بعد دوباره برای گرفتن همان اطمینان جست‌وجو می‌کند، تحقیق می‌تواند وارد چرخه OCD شود.

مرور خاطرات؛ «آن روز واقعاً عاشق بودم؟»

بعضی افراد بارها به خاطرات رابطه برمی‌گردند.

اولین قرار.

اولین بوسه.

روز خواستگاری.

سفر مشترک.

بعد سعی می‌کنند احساس آن لحظه را دوباره اندازه بگیرند:

«آن روز واقعاً هیجان داشتم یا فقط فکر می‌کردم دارم؟»

خاطره به جای تجربه‌ای از گذشته، به مدرکی برای دادگاه ذهنی امروز تبدیل می‌شود.

تست کردن شریک عاطفی

اجبار همیشه فقط در ذهن فرد نیست.

گاهی شریک عاطفی نیز وارد آزمایش می‌شود.

مثلاً فرد عمداً موضوعی را مطرح می‌کند تا ببیند:

«آیا جوابش به اندازه کافی هوشمندانه است؟»

یا رفتار او را در جمع بررسی می‌کند:

«آیا به اندازه همسر دوستم اجتماعی است؟»

یا فاصله می‌گیرد تا ببیند:

«اگر چند روز نبینمش، دلم برایش تنگ می‌شود یا نه؟»

این آزمایش‌ها معمولاً پاسخ نهایی نمی‌دهند؛ فقط معیار تازه‌ای برای آزمون بعدی ایجاد می‌کنند.

چرخه ROCD چگونه ادامه پیدا می‌کند؟

می‌توان بسیاری از موارد را به این شکل خلاصه کرد:

فکر یا شک → اضطراب → بررسی احساس / مقایسه / اطمینان‌خواهی → آرامش موقت → شک تازه

برای مثال:

«نکند دوستش نداشته باشم؟»

فرد احساسش را بررسی می‌کند.

خاطره‌ای خوب پیدا می‌کند.

برای چند دقیقه آرام می‌شود:

«پس دوستش دارم.»

بعد ذهن می‌پرسد:

«اما اگر آن خاطره فقط عادت بوده باشد چه؟»

و پرونده دوباره باز می‌شود.

باورهای افراطی درباره عشق چگونه چرخه را تغذیه می‌کنند؟

پژوهش‌های ROCD به مجموعه‌ای از باورها اشاره کرده‌اند که می‌توانند فرد را نسبت به شک‌های رابطه حساس‌تر کنند. [3] [4]

مثلاً:

«اگر عشق واقعی باشد، هیچ‌وقت نباید شک کنم.»

یا:

«اگر فرد مناسب باشد، باید همیشه حضورش هیجان‌انگیز باشد.»

یا:

«انتخاب فرد اشتباه زندگی من را نابود می‌کند.»

یا:

«اگر از فرد دیگری خوشم آمد، پس رابطه‌ام اشتباه است.»

وقتی معیار عشق به «احساس کاملاً ثابت و بدون شک» تبدیل شود، تقریباً هر نوسان طبیعی عاطفی می‌تواند به تهدید تبدیل شود.

عدم تحمل عدم‌قطعیت در رابطه

هیچ آزمایشی نمی‌تواند با قطعیت ریاضی مشخص کند یک رابطه در بیست سال آینده چگونه خواهد بود.

هیچ‌کس نیز نمی‌تواند احساس خودش را برای تمام آینده تضمین کند.

برای بیشتر افراد این ابهام بخشی از رابطه است.

اما ذهن وسواسی ممکن است بگوید:

«قبل از اینکه ادامه بدهم باید مطمئن شوم.»

بعد فرد دنبال پاسخی می‌گردد که اساساً وجود ندارد:

«چطور بفهمم صددرصد او همان فرد درست است؟»

و همین تلاش برای حذف عدم‌قطعیت می‌تواند ماه‌ها یا سال‌ها ذهن فرد را درگیر کند.

ارزش شخصی وابسته به شریک عاطفی

در برخی افراد، ویژگی‌های شریک فقط درباره خود شریک نیستند.

ممکن است ذهن نتیجه بگیرد:

«اگر شریک من به اندازه کافی جذاب یا موفق نباشد، دیگران درباره من چه فکر می‌کنند؟»

پژوهش Doron و Szepsenwol نشان داده است که حساسیت ارزش شخصی به ارزش ادراک‌شده شریک می‌تواند با علائم شریک‌محور ROCD ارتباط داشته باشد. [5]

این سازوکار برای همه افراد مبتلا وجود ندارد، اما در بعضی موارد می‌تواند توضیح دهد چرا مقایسه شریک با دیگران این‌قدر تهدیدکننده می‌شود.

آیا ROCD یعنی این رابطه حتماً درست است؟

خیر.

تشخیص یا وجود علائم ROCD به معنای صدور حکم درباره آینده رابطه نیست.

درمانگر قرار نیست به فرد بگوید:

«چون OCD داری، پس حتماً باید با همین شخص بمانی.»

همان‌طور که قرار نیست بگوید:

«چون شک داری، پس باید رابطه را تمام کنی.»

هدف کاهش چرخه‌ای است که اجازه نمی‌دهد فرد تجربه رابطه را واضح‌تر ببیند.

وقتی اجبارها و بررسی‌های وسواسی کمتر شوند، تصمیم‌گیری می‌تواند بیشتر بر تجربه واقعی، ارزش‌ها و واقعیت رابطه استوار شود. [6]

آیا زوج‌درمانی برای ROCD مفید است؟

گاهی بله، اما باید مشخص شود مشکل اصلی چیست.

اگر رابطه تعارض واقعی دارد، کار زوجی می‌تواند مفید باشد.

اما اگر هر جلسه تبدیل شود به این که درمانگر یا شریک عاطفی بارها پاسخ دهد:

«بله، شما برای هم مناسب هستید.»

ممکن است درمان ناخواسته وارد چرخه اطمینان‌خواهی شود.

پس در ROCD باید میان حل مسئله واقعی رابطه و پاسخ دادن به سؤال وسواسی برای رسیدن به قطعیت تفاوت گذاشت.

چه زمانی شک درباره رابطه نیاز به ارزیابی OCD دارد؟

اگر:

  • ساعت زیادی از روز صرف بررسی رابطه می‌شود؛
  • بارها احساس خود را آزمایش می‌کنید؛
  • شریک را دائماً با دیگران مقایسه می‌کنید؛
  • هر پاسخ فقط برای مدتی کوتاه آرامتان می‌کند؛
  • مدام تست، مقاله یا نظر دیگران را بررسی می‌کنید؛
  • صمیمیت به یک آزمون برای سنجش عشق تبدیل شده است؛
  • یا این چرخه عملکرد و کیفیت رابطه را مختل کرده است؛

ارزیابی تخصصی OCD می‌تواند مفید باشد.

سؤالات پرتکرار

آیا شک درباره شریک عاطفی یعنی ROCD دارم؟

خیر. تردید درباره رابطه طبیعی است. در ROCD، معمولاً شک‌ها با اشتغال ذهنی مکرر و رفتارهایی مانند بررسی احساس، مقایسه و اطمینان‌خواهی همراه می‌شوند و می‌توانند عملکرد فرد را مختل کنند.

آیا اگر ROCD داشته باشم یعنی شریکم حتماً فرد مناسبی است؟

خیر. ROCD درباره نحوه عملکرد چرخه وسواس است و به‌تنهایی نمی‌تواند درباره مناسب یا نامناسب بودن یک رابطه حکم صادر کند.

چرا مدام احساس عشقم را چک می‌کنم؟

فرد ممکن است برای کاهش شک، احساس خودش را آزمایش کند. این بررسی برای مدت کوتاهی آرامش ایجاد می‌کند، اما می‌تواند احساس را به موضوعی برای پایش مداوم تبدیل کند.

اگر گاهی فرد دیگری را جذاب‌تر ببینم یعنی شریکم را دوست ندارم؟

دیدن جذابیت افراد دیگر به‌تنهایی نتیجه‌ای درباره کیفیت یا آینده رابطه ایجاد نمی‌کند. در ROCD، معنایی که به چنین تجربه‌ای داده می‌شود و بررسی‌های بعدی می‌توانند چرخه را فعال کنند.

آیا مقایسه شریک با دیگران می‌تواند اجبار باشد؟

بله. اگر مقایسه بارها برای رسیدن به اطمینان درباره مناسب بودن شریک انجام شود و نتیجه آن پایدار نباشد، می‌تواند بخشی از چرخه اجبار باشد.

آیا جست‌وجوی «نشانه‌های عشق واقعی» در اینترنت وسواس است؟

نه همیشه. اما اگر جست‌وجو تکراری است، برای کاهش اضطراب انجام می‌شود و فرد بعد از مدت کوتاهی دوباره نیاز به تحقیق پیدا می‌کند، ممکن است نقش اجبار داشته باشد.

آیا فرد مبتلا به ROCD باید تصمیم‌های مهم رابطه را متوقف کند؟

یک قانون ثابت برای همه وجود ندارد. تصمیم‌های مهم باید با توجه به شرایط واقعی رابطه گرفته شوند. در بعضی موارد کاهش شدت چرخه وسواسی کمک می‌کند فرد تصمیم را کمتر تحت تأثیر اطمینان‌خواهی و اضطراب بگیرد.

آیا ROCD درمان می‌شود؟

بله. علائم رابطه‌محور در چارچوب OCD قابل درمان‌اند و درمان معمولاً بر شناخت چرخه شخصی وسواس و کاهش اجبارهایی مانند بررسی احساس، مقایسه و اطمینان‌خواهی متمرکز می‌شود. [6] [7]

جمع‌بندی

در وسواس رابطه، یک سؤال ساده می‌تواند به پروژه‌ای تمام‌وقت تبدیل شود:

«آیا واقعاً دوستش دارم؟»

فرد احساسش را بررسی می‌کند.

بعد شریکش را مقایسه می‌کند.

بعد خاطره‌ها را مرور می‌کند.

بعد از دیگران نظر می‌گیرد.

برای مدتی آرام می‌شود.

و بعد OCD می‌پرسد:

«اما اگر هنوز چیزی را ندیده باشی چه؟»

مشکل اصلی دیگر پیدا کردن پاسخ درباره رابطه نیست.

مشکل این است که ذهن برای ادامه دادن، پاسخی می‌خواهد که هیچ رابطه انسانی نمی‌تواند آن را فراهم کند:

قطعیت صددرصدی.

بهبود از جایی شروع می‌شود که فرد بتواند بدون آزمایش مداوم احساسات و شریکش، دوباره خودِ رابطه را تجربه کند.

این به معنای نادیده گرفتن مشکلات واقعی نیست.

بلکه به این معناست که تصمیم درباره رابطه از حالت بازجویی دائمی خارج شود.

گاهی سؤال مهم‌تر از:

«آیا صددرصد مطمئنم؟»

این است:

«اگر مجبور نباشم همین حالا همه شک‌ها را حل کنم، می‌خواهم امروز چگونه در این رابطه زندگی کنم؟»

درباره نویسنده

حسن صدیقی 

این مقاله برای آموزش عمومی تهیه شده و جایگزین ارزیابی بالینی، زوج‌درمانی یا تصمیم‌گیری فردی درباره ادامه یا پایان یک رابطه نیست.

منابع علمی

[1] Doron G, Derby DS, Szepsenwol O, Talmor D. Tainted love: Exploring relationship-centered obsessive compulsive symptoms in two non-clinical cohorts. Journal of Obsessive-Compulsive and Related Disorders. 2012;1(1):16-24. DOI 

[2] Doron G, Derby DS, Szepsenwol O, Talmor D. Flaws and all: Exploring partner-focused obsessive-compulsive symptoms. Journal of Obsessive-Compulsive and Related Disorders. 2012;1(4):234-243. DOI 

[3] Doron G, Derby DS, Szepsenwol O. Relationship obsessive compulsive disorder (ROCD): A conceptual framework. Journal of Obsessive-Compulsive and Related Disorders. 2014;3(2):169-180. DOI 

[4] Doron G, Derby D, Szepsenwol O, Nahaloni E, Moulding R. Relationship Obsessive-Compulsive Disorder: Interference, Symptoms, and Maladaptive Beliefs. Frontiers in Psychiatry. 2016;7:58. DOI — PMC 

[5] Doron G, Szepsenwol O. Partner-focused obsessions and self-esteem: An experimental investigation. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry. 2015;49(Pt B):173-179. DOI — PubMed 

[6] Doron G, Derby D. Relationship OCD. International OCD Foundation. مشاهده منبع 

[7] National Institute for Health and Care Excellence (NICE). Obsessive-compulsive disorder and body dysmorphic disorder: treatment (CG31). مشاهده راهنمای رسمی