ساعت ۱۱ شب است.
فرد برای پنجمین بار میپرسد:
«مطمئنی در را قفل کردم؟»
شما جواب میدهید:
«آره، خودم دیدم.»
چند دقیقه بعد:
«ولی مطمئنی درست قفل شده بود؟»
دوباره جواب میدهید.
باز چند دقیقه آرامش.
بعد:
«میشه یک بار خودت بری چک کنی؟»
اگر جواب ندهید، اضطراب او بالا میرود.
اگر جواب بدهید، احتمالاً امشب آرامتر میشود؛ اما فردا دوباره همین ماجرا تکرار میشود.
خانوادههای افراد مبتلا به اختلال وسواس فکریعملی یا OCD دقیقاً در همین نقطه گرفتار میشوند:
چطور میتوانم کمکش کنم، بدون اینکه خودم بخشی از وسواس شوم؟
پاسخ کوتاه این است:
با رنج فرد همراه باشید، اما با اجبار وسواسی همکاری نکنید.
این مرز گاهی ظریف است، اما یکی از مهمترین مهارتهایی است که خانواده میتواند یاد بگیرد. [1] [2]
خانواده در OCD چه نقشی دارد؟
OCD فقط فرد مبتلا را درگیر نمیکند.
به مرور ممکن است تمام خانواده ناخواسته وارد قوانین وسواس شود.
مثلاً:
- مادر باید بگوید دستها تمیز هستند؛
- همسر باید قبل از خواب گاز را بررسی کند؛
- همه باید هنگام ورود لباسشان را عوض کنند؛
- مهمانها نباید روی مبل مشخصی بنشینند؛
- اعضای خانواده باید بارها پاسخ دهند که «اتفاق بدی نیفتاده»؛
- یا برنامه روزانه خانه براساس ترسهای وسواسی تغییر کند.
در ادبیات تخصصی OCD به این پدیده انطباق یا همراهی خانوادگی گفته میشود:
Family Accommodation
پژوهشها نشان میدهند Family Accommodation در خانوادههای افراد مبتلا به OCD بسیار رایج است و با شدت علائم ارتباط دارد. البته این ارتباط به معنای آن نیست که خانواده علت OCD است؛ بلکه نشان میدهد رفتارهای خانواده میتوانند وارد چرخه اختلال شوند و به همین دلیل در درمان اهمیت دارند. [2] [3]
Family Accommodation دقیقاً چیست؟
Family Accommodation یعنی اعضای خانواده برای کاهش ناراحتی فرد مبتلا به OCD، رفتار یا برنامه خود را مطابق وسواس او تغییر دهند.
این رفتار معمولاً از روی محبت انجام میشود.
خانواده نمیخواهد فرد رنج بکشد.
اما بعضی شکلهای کمک، در بلندمدت میتوانند اجبار را تقویت کنند.
۱. اطمینان دادن مکرر
«دستم پاکه؟»
«آره.»
چند دقیقه بعد:
«واقعاً مطمئنی؟»
۲. انجام دادن اجبار به جای فرد
مثلاً:
- چک کردن در؛
- بررسی اجاق گاز؛
- شستن خریدها؛
- بازبینی ایمیل؛
- یا کنترل کردن اشیا به جای او.
۳. شرکت کردن در آیینهای وسواسی
مثلاً خانواده موظف شود:
«قبل از ورود دقیقاً سه بار دستش را بشوید.»
۴. تغییر برنامه خانه برای جلوگیری از اضطراب
برای مثال:
- مهمان دعوت نکردن؛
- استفاده نکردن از بخشی از خانه؛
- تغییر مسیرهای رفتوآمد؛
- یا کنار گذاشتن فعالیتهای معمول خانواده.
۵. کمک به اجتناب
مثلاً فرد به خاطر وسواس از خرید کردن اجتناب میکند و خانواده برای همیشه تمام خریدهای او را انجام میدهد تا هیچوقت با موقعیت اضطرابآور روبهرو نشود.
چرا اطمینان دادن مکرر میتواند وسواس را حفظ کند؟
فرض کنید فرد میپرسد:
«به نظرت حرف بدی نزدم؟»
شما پاسخ میدهید:
«نه، اصلاً.»
اضطراب پایین میآید.
مشکل این است که مغز میتواند از این تجربه یاد بگیرد:
«برای اینکه بتوانم این شک را تحمل کنم، باید از شخص دیگری جواب بگیرم.»
دفعه بعد شک دوباره میآید و اطمینانخواهی تکرار میشود.
در زبان رفتاردرمانی، کاهش کوتاهمدت اضطراب میتواند رفتار اطمینانخواهی را از طریق تقویت منفی حفظ کند.
بنابراین مسئله این نیست که شما یک بار گفتهاید:
«نگران نباش.»
مسئله زمانی شکل میگیرد که رابطه خانوادگی به یک سیستم دائمی تولید اطمینان تبدیل شود.
آیا باید از امروز دیگر هیچ جوابی به فرد وسواسی ندهیم؟
نه.
قطع ناگهانی، خشن و بدون توافق پاسخها معمولاً بهترین روش نیست.
اگر فرد سالها از خانواده برای تنظیم اضطراب استفاده کرده باشد، تغییر این الگو بهتر است روشن، قابل پیشبینی و در صورت امکان هماهنگ با برنامه درمانی انجام شود.
NICE نیز توصیه میکند وقتی خانواده وارد رفتارهای اجباری، اجتناب یا اطمینانخواهی شده است، کاهش این مشارکت به شکل حساس و حمایتگرانه در برنامه درمان قرار گیرد. [1]
یعنی:
مرز داشته باشید، اما مرز را به تنبیه تبدیل نکنید.
اصل اصلی: همدلی با فرد، نه همکاری با وسواس
یکی از اشتباههای رایج این است که خانواده تصور میکند فقط دو انتخاب دارد:
- یا باید هر کاری فرد میخواهد انجام دهد؛
- یا باید کاملاً سرد و بیتفاوت شود.
در حالی که انتخاب سومی وجود دارد:
احساس او را جدی بگیرید، اما اجبار را انجام ندهید.
مثلاً:
«میبینم که الان واقعاً مضطربی. کنارت هستم، ولی نمیخواهم دوباره در را برایت چک کنم چون میدانیم این کار بخشی از چرخه وسواس شده است.»
در این پاسخ، فرد تنها گذاشته نشده است.
اما خانواده هم تبدیل به ابزار OCD نشده است.
چطور به اطمینانخواهی پاسخ بدهیم؟
فرض کنید فرد میپرسد:
«مطمئنی دستم کثیف نیست؟»
اگر این سؤال بخشی از الگوی شناختهشده اطمینانخواهی اوست، پاسخهای زیر میتوانند مناسبتر باشند:
«فکر میکنم این همان سؤال وسواسی همیشگی است و نمیخواهم دوباره جوابش را بدهم.»
یا:
«میدانم الان خیلی دوست داری مطمئن شوی. من کنارت هستم، اما نمیخواهم به وسواس کمک کنم که از من تضمین بگیرد.»
یا اگر از قبل با درمانگر روی پاسخ مشخصی توافق شده است:
«قرارمان این بود که به این سؤال پاسخ اطمینانبخش ندهم.»
مهمتر از انتخاب جمله دقیق، ثبات و لحن آرام است.
چه چیزهایی را نباید به فرد مبتلا به OCD گفت؟
«فقط فکرش را نکن.»
فرد معمولاً اگر میتوانست فکر را به اراده خاموش کند، مدتها قبل این کار را کرده بود.
«اراده کن و دست بردار.»
OCD مشکل کمبود اراده نیست.
«تو خودت میخواهی اینطوری باشی.»
این جمله شرم و تعارض خانوادگی را بیشتر میکند و کمکی به کاهش اجبار نمیکند.
«چقدر مسخره است؛ مگر نمیفهمی؟»
بسیاری از افراد مبتلا به OCD نسبت به بخشی از افکار یا اجبارهای خود بینش دارند، هرچند میزان بینش میتواند متفاوت باشد.
تحقیر کردن فرد، درمان نیست.
«صددرصد هیچ اتفاقی نمیافتد.»
اگر فرد مرتب همین تضمین را مطالبه میکند، ارائه تضمینهای قطعی میتواند وارد چرخه اطمینانخواهی شود.
آیا استدلال منطقی با وسواس فایده دارد؟
اطلاعات درست و روانآموزی میتوانند مفید باشند.
اما فرق بزرگی وجود دارد میان:
«یک بار موضوع را توضیح میدهیم»
و:
«هر شب یک دادگاه دو ساعته تشکیل میدهیم تا دوباره ثابت کنیم هیچ خطری وجود ندارد.»
اگر بحث منطقی بارها و بارها برای کاهش اضطراب همان شک تکرار شود، ممکن است خودش تبدیل به شکل پیچیدهای از اطمینانخواهی شود.
در چنین شرایطی هدف این نیست که استدلال بهتری پیدا کنیم؛ هدف این است که فرد یاد بگیرد بدون رسیدن به یقین کامل نیز ادامه دهد.
رفتار صحیح خانواده در موقعیتهای روزمره
| موقعیت | پاسخی که میتواند وسواس را تقویت کند | پاسخ حمایتگرانهتر |
|---|---|---|
| «مطمئنی دستم تمیزه؟» | «بله، کاملاً تمیزه. صددرصد مطمئنم.» | «میدانم شک کردی، ولی فکر میکنم این همان اطمینانخواهی است و نمیخواهم دوباره جوابش بدهم.» |
| «برو ببین گاز خاموشه.» | رفتن و چک کردن هر بار که درخواست میشود | «اگر طبق برنامه معمول بررسی شده، من برای وسواس دوباره چک نمیکنم.» |
| «این حرف من توهینآمیز بود؟» | تحلیل چندباره تمام مکالمه | «قبلاً دربارهاش صحبت کردیم؛ فکر میکنم ادامه این بحث فقط میخواهد شک را صفر کند.» |
| شستوشوی طولانی | فریاد، تحقیر یا قطع ناگهانی آب | یادآوری آرام برنامه درمان و پرهیز از کمک کردن به ادامه آیین |
| «تو این وسیله را برای من بشور.» | شستن وسیله برای جلوگیری از ناراحتی | «میدانم لمسش سخت است؛ اما قرار نیست من این اجبار را برایت انجام بدهم.» |
| «امروز مهمان نیاید چون خانه آلوده میشود.» | لغو دائمی برنامههای خانواده | حفظ تدریجی و برنامهریزیشده فعالیت طبیعی خانه |
خانه نباید به تدریج تحت قوانین OCD قرار بگیرد
یکی از نشانههای مهم Family Accommodation این است که اعضای خانواده دیگر نمیتوانند زندگی معمول خود را داشته باشند.
مثلاً:
- این صندلی را لمس نکن؛
- از این در وارد نشو؛
- کیف را اینجا نگذار؛
- بعد از بیرون آمدن از اتاق سه بار دستت را بشوی؛
- فلان شخص حق ندارد مهمان خانه شود.
در ابتدا هر قانون ممکن است کوچک به نظر برسد.
اما به مرور خانه میتواند به محیطی تبدیل شود که همه باید طبق OCD یک نفر زندگی کنند.
یکی از اهداف درمان خانوادگی، بازگرداندن تدریجی زندگی طبیعی خانواده است.
این کار بهتر است برنامهریزیشده انجام شود، نه به شکل جنگ قدرت.
چگونه Family Accommodation را کم کنیم؟
کاهش همراهی خانوادگی لازم نیست از سختترین رفتار شروع شود.
یک مسیر عملی میتواند چنین باشد:
-
رفتارهای خانواده را فهرست کنید.
چه کارهایی فقط برای آرام کردن OCD انجام میدهید؟
-
یک رفتار مشخص انتخاب کنید.
مثلاً پاسخ دادن مکرر به یک سؤال خاص.
-
قبل از موقعیت درباره تغییر صحبت کنید.
در زمان آرامش توافق کنید که از این پس چه پاسخی داده خواهد شد.
-
یک جمله ثابت داشته باشید.
به جای توضیحهای تازه در هر بار، همان پاسخ کوتاه و توافقشده را تکرار کنید.
-
با اضطراب فرد بحث نکنید.
او ممکن است ناراحت شود. شما میتوانید همراهش بمانید، بدون اینکه اجبار را انجام دهید.
-
رفتارهای سالم را تقویت کنید.
وقتی فرد توانست بدون اطمینانخواهی یا اجبار ادامه دهد، تلاش او را ببینید.
اگر OCD شدید است، این فرایند بهتر است با درمانگر هماهنگ شود.
آیا باید فرد را مجبور به مواجهه کنیم؟
خانواده درمانگر نیست.
ERP یک مداخله ساختاریافته است و مواجهه درمانی نباید تبدیل شود به:
«حالا که گفتند باید با اضطرابت روبهرو شوی، من عمداً بدترین ترست را سرت میآورم.»
این کار میتواند اعتماد را تخریب کند.
نقش خانواده بیشتر این است که:
- موانع غیرضروری ایجاد نکند؛
- اجبار را برای فرد انجام ندهد؛
- در صورت توافق، از برنامه ERP حمایت کند؛
- و اجازه دهد درمانگر و مراجع درباره سطح مواجهه تصمیم بگیرند.
راهنمای NICE نیز در موارد مناسب، مشارکت عضو خانواده یا مراقب را به عنوان همراه در ERP پیشنهاد میکند؛ البته زمانی که این کار برای همه طرفها مناسب و قابل قبول باشد. [1]
تفکیک فرد از OCD چه کمکی میکند؟
در خانوادههایی که مدت زیادی با وسواس درگیر بودهاند، بهراحتی رفتار و شخصیت فرد با اختلال یکی میشود:
«تو همیشه زندگی ما را سخت میکنی.»
گاهی بیان متفاوت میتواند تعارض را کمتر کند:
«میبینم OCD الان خیلی به تو فشار میآورد.»
این شیوه قرار نیست مسئولیت فرد را حذف کند.
هدف این است که اختلاف خانوادگی از:
«من در برابر تو»
به:
«ما در برابر چرخهای که زندگیمان را محدود کرده»
نزدیکتر شود.
اگر فرد عصبانی شد چه کنیم؟
وقتی خانواده بعد از مدتها شروع به کاهش اطمیناندهی یا مشارکت در اجبار میکند، ممکن است فرد:
- عصبانی شود؛
- بیشتر اصرار کند؛
- گریه کند؛
- یا بگوید شما دیگر حمایتش نمیکنید.
این ناراحتی بهتنهایی به معنای اشتباه بودن مرز نیست.
اما مرز باید آرام و قابل پیشبینی باشد.
مثلاً:
«میدانم خیلی سخت است. تصمیم من این نیست که تنهایت بگذارم؛ تصمیمم این است که دیگر این قسمت از وسواس را انجام ندهم.»
اگر تغییرات خانوادگی باعث تعارض شدید، خشونت یا بحران میشود، بهتر است برنامه با متخصص تنظیم شود.
اگر فرد اصلاً قبول ندارد که وسواس دارد چه؟
بحث چندساعته درباره اینکه:
«تو وسواس داری یا نداری»
معمولاً خانواده را به بنبست میرساند.
میتوان به جای برچسب تشخیصی روی اثر رفتار تمرکز کرد:
«این بررسیها هر شب دو ساعت وقت ما را میگیرد.»
یا:
«این قوانین باعث شده دیگر نتوانیم کسی را به خانه دعوت کنیم.»
هدف، اثبات یک تشخیص در بحث خانوادگی نیست؛ هدف این است که مشکل قابل مشاهده و اثر آن بر زندگی روشن شود.
آیا خانواده باید در جلسات درمان شرکت کند؟
در بسیاری از موارد، مشارکت خانواده میتواند مفید باشد؛ بهخصوص وقتی اعضای خانواده بخش مهمی از:
- اطمینانخواهی؛
- اجتناب؛
- شستوشو؛
- بررسی؛
- یا قوانین وسواسی خانه
شدهاند.
مطالعات مربوط به درمانهای خانوادهمحور و زوجمحور نشان دادهاند که وارد کردن خانواده به درمان میتواند به کاهش Family Accommodation و بهبود بعضی پیامدهای بالینی و ارتباطی کمک کند. [4]
برای بسیاری از خانوادهها حتی یک یا چند جلسه روانآموزی میتواند مشخص کند:
- چه چیزی حمایت است؛
- چه چیزی اجبار را تقویت میکند؛
- خانواده به کدام سؤالها پاسخ ندهد؛
- و در زمان اوج اضطراب چه رفتاری داشته باشد.
اگر فرد دارو مصرف میکند، خانواده چه نقشی دارد؟
اگر روانپزشک برای OCD دارو تجویز کرده است، خانواده میتواند از پایبندی به برنامه درمانی حمایت کند.
اما این حمایت نباید تبدیل به:
- تغییر خودسرانه مقدار دارو؛
- قطع دارو؛
- فشار برای مصرف بیشتر؛
- یا تفسیر عوارض بدون مشورت پزشک
شود.
درمان دارویی OCD، بهخصوص با SSRIها، یکی از گزینههای درمانی شناختهشده است؛ اما انتخاب دارو و مقدار آن وظیفه پزشک است. [1]
مراقب فرسودگی خودتان هم باشید
زندگی طولانیمدت با OCD میتواند برای اعضای خانواده فرساینده باشد.
ممکن است فرد خانواده:
- مدام در حالت آمادهباش باشد؛
- از تکرار سؤالها خسته شود؛
- احساس گناه کند؛
- از خانه بیرون نرود؛
- تفریح و روابط خودش را کنار بگذارد؛
- یا احساس کند تمام زندگی حول بیماری سازمان یافته است.
مطالعات روی مراقبان افراد مبتلا به OCD نشان دادهاند که بار مراقبتی و کاهش کیفیت زندگی میتواند قابل توجه باشد. [5]
رسیدگی به سلامت روان خودتان خودخواهی نیست.
برای کمک مؤثر به فرد مبتلا، خانواده هم باید امکان زندگی، استراحت، رابطه و مرزهای شخصی خود را حفظ کند.
کمک کردن با نجات دادن فرق دارد
نجات دادن معمولاً یعنی:
«هر کاری لازم باشد انجام میدهم تا همین الان اضطرابت تمام شود.»
حمایت درمانی بیشتر شبیه این است:
«میدانم این لحظه سخت است. کنارت میمانم، اما کاری را که OCD از من میخواهد انجام نمیدهم.»
این تفاوت کوچک در جمله، از نظر رابطهای بسیار مهم است.
فرد پیام نمیگیرد:
«خودت باید تنهایی با این مشکل بجنگی.»
بلکه پیام میگیرد:
«من کنارت هستم؛ ولی قرار نیست وسواس را برایت انجام بدهم.»
یک برنامه ساده خانوادگی
خانواده میتواند با درمانگر روی یک توافق کوتاه کار کند:
| موضوع | توافق |
|---|---|
| اطمینانخواهی | به یک سؤال وسواسی بارها پاسخ داده نمیشود. |
| وارسی | اعضای خانواده checking را به جای فرد انجام نمیدهند. |
| شستوشو | خانواده وارد آیینهای شستوشوی OCD نمیشود. |
| حمایت | فرد در زمان اضطراب تنها گذاشته یا تحقیر نمیشود. |
| مرزها | قوانین OCD به تدریج از فضای مشترک خانه کاهش پیدا میکنند. |
| درمان | تغییرهای مهم با برنامه درمانی هماهنگ میشوند. |
چه زمانی موضوع فقط «وسواس» نیست و باید سریعتر اقدام کرد؟
وجود OCD نباید باعث شود هر رفتار یا علامتی خودکار به وسواس نسبت داده شود.
اگر فرد:
- قصد واقعی برای خودکشی یا آسیب به دیگری دارد؛
- برنامه یا آمادگی عملی برای آسیب دارد؛
- رفتار خشونتآمیز واقعی نشان میدهد؛
- بهشدت آشفته یا گیج شده است؛
- یا شرایطی ایجاد شده که ایمنی فرد یا دیگران در خطر فوری است؛
نباید صرفاً با تکنیک «به وسواس اطمینان ندهید» پاسخ داد.
در چنین شرایطی ارزیابی فوری تخصصی لازم است.
سؤالات پرتکرار خانوادهها
آیا باید به فرد وسواسی بگوییم «این فقط وسواسه»؟
گاهی نامگذاری چرخه میتواند مفید باشد، بهخصوص اگر خود فرد و درمانگر از این زبان استفاده میکنند. اما تکرار مکانیکی «این فقط وسواس است» در پاسخ به هر سؤال ممکن است خودش به نوعی اطمینانبخشی تبدیل شود.
اگر جواب سؤالش را ندهیم، بیرحمی نکردهایم؟
اگر پاسخ ندادن با تحقیر و رها کردن همراه باشد، میتواند آسیبزا باشد. اما امتناع آرام از مشارکت در یک اجبار شناختهشده، همراه با حمایت عاطفی، با بیرحمی تفاوت دارد.
اگر فرد از ما بخواهد در را برایش چک کنیم چه کنیم؟
اگر checking بخشی از OCD اوست و طبق برنامه درمان قرار است کاهش پیدا کند، بهتر است خانواده آن را به جای فرد انجام ندهد و از پاسخ توافقشده استفاده کند.
آیا میتوانیم با منطق ثابت کنیم ترسش بیدلیل است؟
آموزش و توضیح منطقی میتواند مفید باشد، اما اگر همان استدلال بارها برای خاموش کردن یک شک تکرار شود، ممکن است وارد چرخه اطمینانخواهی شود.
اگر فرد شدیداً مضطرب شد باید برای آرام کردنش اجبار را انجام دهیم؟
اضطراب شدید بهخودیخود به معنای ضرورت انجام اجبار نیست. میتوان کنار فرد ماند، با او آرام صحبت کرد و طبق برنامه درمان عمل کرد. در بحرانهای واقعی ایمنی یا شرایط پزشکی، ارزیابی تخصصی لازم است.
آیا خانواده باید ERP را اجرا کند؟
خانواده میتواند از ERP حمایت کند، اما بهتر است مواجهههای درمانی را خودسرانه طراحی نکند. نقش و میزان مشارکت خانواده باید متناسب با برنامه درمانی مشخص شود.
آیا بهتر است همه افراد خانواده یک پاسخ واحد داشته باشند؟
در بسیاری از خانوادهها هماهنگی کمککننده است. اگر یک نفر دائماً اطمینان بدهد و دیگری ندهد، فرد ممکن است برای دریافت تضمین میان اعضای خانواده جابهجا شود. توافق مشترک میتواند این چرخه را روشنتر کند.
اگر خودمان از رفتارهای وسواسی خسته شدهایم چه کنیم؟
فرسودگی مراقب واقعی است. حفظ زمان شخصی، مرزهای زندگی، دریافت حمایت و در صورت نیاز مشاوره برای اعضای خانواده بخشی از مدیریت سالم شرایط است.
جمعبندی
کمک به فرد مبتلا به OCD همیشه به معنای آرام کردن فوری او نیست.
گاهی سادهترین شکل کمک:
«بله، صددرصد مطمئنم.»
است.
اما اگر همین جمله روزی ده بار لازم شود، دیگر باید پرسید:
«آیا دارم به فرد کمک میکنم یا به چرخه وسواس؟»
خانواده لازم نیست درمانگر شود.
لازم نیست سرد و سخت هم باشد.
میتوان در کنار فرد نشست، اضطرابش را دید، حرفش را شنید و همچنان گفت:
«من کنارت هستم؛ اما این بار قرار نیست کاری را که وسواس از من میخواهد انجام بدهم.»
حمایت مؤثر در OCD یعنی رابطه باقی بماند، محبت باقی بماند، زندگی خانواده باقی بماند؛ اما اجبار به تدریج کمتر جا برای فرمان دادن پیدا کند.
منابع علمی
[1] National Institute for Health and Care Excellence (NICE). Obsessive-compulsive disorder and body dysmorphic disorder: treatment (CG31). مشاهده راهنمای رسمی
[2] Hermida-Barros L, Primé-Tous M, García-Delgar B, et al. Family accommodation in obsessive-compulsive disorder: An updated systematic review and meta-analysis. Neuroscience & Biobehavioral Reviews. 2024;161:105678. DOI — PubMed
[3] Wu MS, McGuire JF, Martino C, Phares V, Selles RR, Storch EA. A meta-analysis of family accommodation and OCD symptom severity. Clinical Psychology Review. 2016;45:34-44. DOI — PubMed
[4] Stewart KE, Sumantry D, Malivoire BL. Family and couple integrated cognitive-behavioural therapy for adults with OCD: A meta-analysis. Journal of Affective Disorders. 2020;277:159-168. DOI — PubMed
[5] Grover S, Dutt A. Perceived burden and quality of life of caregivers in obsessive-compulsive disorder. Psychiatry and Clinical Neurosciences. 2011;65(5):416-422. DOI — PubMed
[6] Lebowitz ER, Panza KE, Su J, Bloch MH. Family accommodation in obsessive-compulsive disorder. Expert Review of Neurotherapeutics. 2012;12(2):229-238. DOI — PubMed
[7] International OCD Foundation. Living With Someone Who Has OCD: Guidelines for Family Members. مشاهده راهنمای IOCDF
نظرات خوانندگان (0)
نظر خود را بنویسید